تبليغاتX
برهنــــــگی های مــن
 

 

اینجا منم

بی سقف و صندلی

و ردپایی کِدر از روزهایی که به تشویش و سَرگردانی سَر میکنم

اینجا منم

بی سقف و صندلی

و دیوارهایی که ارتفاع را عمود بر افق به تکرار نشسته اند

اینجا منم

بی سقف و صندلی

با کالبدی دلگیر که انزوایم٬ را با ناخن های تردید می خراشد

اینجا منم

بی سقف و صندلی

و چند کلاغ پیر که دائم خَلوت ِکشف شده ام  را ٬قار قار می کنند

اینجا منم

بی سقف و صندلی

و معما های هزارتویی که گره های افکارم را ٬کور تر می کنند

اینجا خانه ی من است

بی سقف٬بی صندلی...

 

پ.ن برای دوستای نگران: نبودم ٬چون نمی تونستم باشم ...اسباب کشی و عواقبش. 

+ صــــبا 88/05/02  |

<