تبليغاتX
برهنــــــگی های مــن - 249
 

 

باران که بارید٬ بیا...

روزی که خورشید٬

به میهمانی ِچشمان ِهرزه ی ابرها رفته است.

بر بستر دلتنگی های شبانه ام ٬

ستاره بیاویز...

و هیاهوی مهتابی ِچشمان ِبیقرارت را٬  

با بوسه یی بر اندام تنهایی هایم٬ 

 آرام کن...

 

+ روی پرچین دلم٬
قد کشیده ٬پیچکی خسته ی راه
و تنم گرم حضور  ِنفسی تازه و سبز

 

+ صــــبا 87/09/13  |

<