|
آفتاب را بر٬ دار می کشد سمفونیه انگشتان ِآتشینت در امتداد ِسلول های منجمد ِتنم... تابیده ایی در آغوشم لطافت ِاندامت ٬ بوی بوسه ی مهتاب می دهد.
پ.ن: درگیر امتحانات پایان ترم هستم. وبلاگ تا ۱۰ بهمن ماه آپدیت نمی شود. پ.ن:۰۷/۱۱/۸۷ *با تشکر ویژه از مانیا و محبت های بی دریغش پ.ن:۰۸/۱۱/۸۷ * رامونا ی عزیزم تولدت مبارک پ.ن:۱۲/۱۱/۸۷ *هر روز یک قدم دورتر می شوم از آن روزها ۱۶۰۶ قدم گذشت و از آن دیگری ۷۳۵ قدم
|
|